تبليغاتX
باغ آلبالو
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385
و....دوباره فصل گس امتحانات...
۱:هم اکنون در حال بستن بار سفر هستم برای چتربازی یه هفته ای تو خونه رفقا تو قزوین و خر زدن واسه امتحانات که از ۴شنبه شروع میشه....ندیدید مارو حلالمون کنید....

۲:از باخت تیم ملی کمی ناراحتم.....اما واقعا باید چه انتظاری از یه تیم بی مدیریت و نامنظم داشت؟؟؟

بعدالتحریر۱:بنده در مورد حماقت پان ترکیست ها هنوز سر حرفم هستم و می خواستم اینجا چند تا لینک و...بذارم...اما حالش نیست و اصولا بی ارزشتر از این حرفان...هرکسی دوست داره میتونه به جای چت کردن و وبگردی بی خودی،یه سرچ فارسی وانگلیسی تو گوگل در این مورد بکنه و ببینه احمقند یا نه یا کمی بیشتر یا کمتر!

بعدالتحریر۲:بریم که یه قزوین منتظرمونن!!!

+ نوشته شده در 19:45 توسط مهدی
پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385
دانستن حق مردم است؟
یکی دو روز یش یکی از مقامات ازشد قضایی کشور در کنفرانس خبری به پرسشهای خبرنگاران جواب داد که طرح دو مساله توسط ایشان برایم جالب بود...یکی ماجرای کاریکاتور ایران و مانا نیستانی و دیگری برخورد با تجمع ۲۲ خرداد زنان....

درمورد اول:فرموده اند به اتهام  مانا نیستانی در دادگاه مطبوعات رسیدگی نخواهد شد،چون مساله توهین به قومیت ها و...است....

نمی دانم مساله قومیت هاست یا امنیت ملی یا توهین وافتراء و.... ولی وقتی جرمهای اینچنینی(البته اگر مشخص شود کار مانا جرم است)در فضای مطبوعات به وقوع می پیوندد،منطقا چون ضرف مکانی وقوع جرم صفحه روزنامه بوده باید در دادگاه مطبوعات رسیدگی شود...اگر نه وظیفه این دادگاه چیست؟نکند هیات منصفه را برای این آنجا گذاشته اند که به شکایت روزنامه نگاران از آبدارچی روزنامه من حیث جوشیده بودن چای رسیدگی کنند؟؟؟آن کاریکاتور هر چه بوده و هر چقدر هم احساسات بعضی ها را(بعید میدانم همه این شورشها و نابسامانی های اخیر تبریز فقط به خاطر این کاریکاتور باشد...موشدوانی یک عده پان ترکیست احمق هم صد در صد بی تاثیر نبوده...)بازی داده باشد،مربوط به فعل(کاریکاتور)،فاعل(مانا)،و ظرف وقوعی(روزنامه)است و خب در قانون ما حداقل در این مورد مرجع واجد شرایط رسیدگی بخوبی مشخص شده....

در مورد دوم:فرموده اند...در تجمع غیرقانونی اخیر کسی مورد ضرب و شتم قرار نگرفته....شاید به علت شدت مقاومت بعضی از بازداشت شدگان،احساس کرده انده که کتک خورده اند....

چیزی تو مایه های حالت های مختلف برخورد جسم با سخت با سر یا سر با جسم سخت در پرونده زهرا کاظمی که نفهمیدیم بالاخره برخورد از کجا بوده!!!

شاید در آینده در اظهارات اینچنینی پیشرفت هم کردیم،مثلا:

دو هفته بعد:برانکو:ما در تمام بازیها پیروز میدان بودیم و نهایاتا قهرمان جام جهانی شدیم!متاسفانه به علت نبود امکانات فنی شما فکر کردید ما باخته ایم!

دو ماه بعد:رییس کمیته بررسی سقوط هواپیمای....:اصولا هواپیماهای مدل...فاقد موتور هستند!و اینکه برخی افراد ناآگاه اظهار میکنند که موتور نقص فنی داشته،ناشی از بیسوادی آنهاست!

و....................

گزارش کامل کنفرانس خبری را اینجا بخوانید.

بعدالتحریر۱:خدایا...خدایااااااااآخه کجای ما شبیه .....(هر چی میخوایید جای نقطه چین بذارید)؟؟؟شاید هم هستیم نمیتونیم بفهمیم...

بعدالتحریر۲:از کافی نت پستیدم...پس غلط املایی را ببخشید...علت هم اینه که اگه خونه بشینم پای نت دیگه در نمیام!

بعدالتحریر۳:چه قدر گه زیادی خوردم اون بالا....بابا بی خیال....من نمیخوام جسم سخت یا نرم یا....باهام تماس پیدا کنه!

بعدالتحریر۴:این خانم!مانا نیستانی یه زن شمالی بوده که این کاریکاتورا رو....نباید میبردن زندون باید میبردن آذربایجان اونجا بک..ش!!!!(بخشی بود از جملات فهیمانه مرد دکه دار حول میدان آزادی....

بعدالتحریر۵:اگه آزاد نشه بهتره!اینقدر پان ترکیست احمق تو این مملکت هست که میتونن با یه اقدام احمقانه براش خطر درست کنن...

+ نوشته شده در 22:56 توسط مهدی
سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385
انتخاب!!!
یکی از راههای شناختن مردم یک جامعه،بررسی مدیران سطح اول وحاکمان اون جامعه است....با این فرض،سعی کنید در ذهنتون بصورت فانتزی مردم ایران و اوکراین رو مقایسه کنید.....

(راهنمایی: این خانم که این پایین عکسشون رو ملاحظه میکنید،"يوليا تيموشنکو"نخست وزیر تازه انتخاب شده اوکراین می باشند....)

198861.jpg

عکس از:شرق

بعدالتحریر۱:کسی شرایط ویزا و اقامت گرفتن تو اوکراین رو نمیدونه؟!؟!؟!

بعدالتحریر۲:به علت ویروسی شدن کامپیوترم واسه خیلی ها نتونستم بکامنتم....جبران میکنم....

+ نوشته شده در 16:20 توسط مهدی
شنبه بیستم خرداد 1385
بخندم یا گریه کنم؟؟؟؟؟میخندم....پس هستم...
ساعت۱۱:تر گل ورگل و شاد و شنگول از خونه میزنم بیرون.باید برم یه بانکی حوالی میدون شهدا چکی رو نقد کنم.....

ساعت ۱۱:۳۰۰:دمشون گرم...چقدر خوبه که واسه مترو کولر گذاشتن ای ول.........

ساعت۱۲:اه...این صف بانک چقدر شلوغه،مگه اینجا دیگه بانکی نیست؟

ساعت۱۲:۳۰:خدا رو شکر....اول کم بود چک پونصدیه پاس نشه ولی طرف به موقع پولو ریخت تو حساب....حالا وقته یه سیگاره....راستی از گوشه خیلبون برم...چقدر موتوری هست اینجا....

ساعت یکی دو دقیقه بعد از بالایی:قیژ...........ویر.............کمکککک...........زدن کیفمو....(دقیقا صحنه این بود:یه موتوری از فاصله کم بین شونه بنده و دیوار استفاده میکنه...منو هل میده تو باقالیا....کیفو از رو دوشم میکنه....۸۰۰هزار تومن وجه نقد رایج مملکتی که هیچ جوری نمیشه جلو خرج شدنشو گرفت به فاک!میره!(نمیتونم مودب باشم...)...ولحظه آخر چیزیست میان بهت و فریاد و ناله و خنده....وقتی که میبینم بند کیفم که هرروز چند بار از جاش در میومد دوباره در اومده و ترک نشین کیف قاب کیفمو از بندش گرفته در حالی که کیف داره رو زمین کشیده میشه و راکب راننده موتور هم داره با نهایت قدرت می گازه............

ساعت۱۲:۳۵:یکی از دو سه نفر افرادی که با موتور دنبال سارقین رفته بودن خبر میارن که گمشون کردیم!

ساعت ۱۲:۴۰:پلیس صد وده میرسه،یه پیرمردی اصرار داره که هی به من آب بخورونه در حالی که هیچیم نیست و فقط عصبانی ام و آب هم نمی خوام......

ساعت ۱:توی کلانتری میون کاغذ بازی و ....دارم دنبال کارم میدووم...

ساعت ۱۵:از کلانتری اومدم دادسرا تا از قاضی حکم پیگیری بگیرم....دادسرا تا ساعت ۴ تعطیله!احتمالا برادران دزد در حال شمارش پولای بی زبونن!شاید هم با هم دعواشون شده....

ساعت ۱۷:از آگاهی اومدم بیرون....پرونده ام رو گذاشتن زیر پرونده های دیگه تو نوبت تا فردا که افسر پرونده ام بیاد!مثل اونایی که زنبیل میذارن!

ساعت۱۹:۳۰:من دارم اینجا پست میکنم و نمیدونم بخندم گریه کنم یا....واحتمالا برادران اراذل دزد در حال خوشگذرانی در دربند ودرکه میباشند.....

بعدالتحریر۱:مثل احمقا وقتی دنبال دزده می دوویدم یه لحظه خوشحال شدم!چون دیدم چراغ چهارراه قرمز شد و منم فقط ۲۰ متر باعهاشون فاصله دارم...اما چند ثانیه بعد فهمیدم که کیف قاپها پشت چراغ قرمز توقف نمیکنند!!!!

بعدالتحریر۲:تمام جزوه های مهم و جزوه آز الکترونیک ک ه فردا امتحانشو دارم و....تو کیفم بود....

بعدالتحریر۳:احتمالا این ترم به جای نامه برای استادام باید یه نسخه از پرونده سرقت رو براشون ضمیمه کنم!!!

+ نوشته شده در 19:32 توسط مهدی
جمعه نوزدهم خرداد 1385
ماجده!(برخورد نزدیک از نوع اول!)
آخر عمری همدم و هم صحبت ما شده یه جن!

....ماجده......

بعدالتحریر۱:خدا بخیر کناد!

بعدالتحریر۲:دیشب تو افتتاحیه جام جهانی کارای بی ناموسی می کردن که نگو.....بد بد بد...

بعدالتحریر۳:آنکه مردان را کند روبه مزاج     امتحان است امتحان است امتحان!

+ نوشته شده در 16:18 توسط مهدی
سه شنبه شانزدهم خرداد 1385
مرگ!!!
مرگ....سه حرف...و بی نقطه....همین اطلاعات ازش واسم کافیه و اینکه بدونم:مرگ تنهااتفاقیه که نمیشه تجربه اش کرد،برای هرکسی پیش میاد،اما تجربه به حساب نمیاد،چون ظرف تجربه(شخص مرده!)دیگه وجود نداره تا اون تجربه رو احساس کنه....

هه...واقعا نمی تونم بفهمم بعضیا چطوری به مرگ فکر میکنن؟

به نظرم مسخرس که بعضیا سعی میکنن به چیزی مثل اتفاقی که بعد از مردن براشون میافته فکر کنن.......

من نمیتونم باهاش کلنجار برم،چون فعلا مجبورم که زندگی کنم و تو همین اتفاق بی نهایت ساده،بلاتکلیف گیر کردم....هه...اونوقت یه عده اینقدر بی دغدغه هستن که میتونن بشینن درباره مرگ فلسفه بافی کنن؟؟؟

....در مورد یه اتفاق مسخره موهوم...که بیشتر دونستن در موردش هم اصولا دردی رو دوا نمیکنه....

اینقدر موضوع واسه ترسیدن تو این زندگی دارم که حتی نمی تونم ازش بترسم؟از چی بترسم؟برو بابا....

با این کلمه سه حرفی بی نقطه فقط یه کار میشه کرد.........

فقط باید از روش رد شی...

تمام.

بعدالتحریر۱:فقط از روش رد شید،نه از کنارش......یک پا روی م و یک پا رو روی گ بذارید!

بعدالتحریر۲:ر اصلا مهم نیست!

+ نوشته شده در 15:48 توسط مهدی
یکشنبه چهاردهم خرداد 1385
اس ام اس...
یکی از دوستای هنردوستم!که پیانو وگیتار رو در سطح بالا دنبال میکنه اس ام اسی به این شرح واسم فرستاد تا نت مربوطه رو از فروشگاهی مخصوص این جور چیزا واسش تهیه کنم:

fifi boro jomhuri ino vasam begir:zapateado-joaquin rodrigo....

و اس ام اس بعدی که پیوست بالایی شد:

faghat bara yaru nakhunesh!benevis bede dastesh!!!

ای بابا...اینم ما رو شناخت!!!

بعدالتحریر۱:نخیر این پست موزیکال نبود....اون یه چیز دیگه است که هنوز دنبال پیدا کردن ماتریالشم.

بعدالتحریر۲:برنامه امشب سینما فی فی:!ـ پالپ فیکشن ۲ـ کیل بیل ۲....من تازه به اعجاز دی وی دی پی بردم و فعلا اندر کف کیفیت صیقلی این فناوری سالم!در حال محظوظ شدن میباشم.

بعدالتحریر۳:ساعت ۳ شب به بعد هم میخوام درس بخونم....آخه امتحانا نزدیکه!!!

 

+ نوشته شده در 21:49 توسط مهدی
جمعه دوازدهم خرداد 1385
اعلان!
اومدم اینجا انو بذارم که:

به علت کمبود سوژه و امکانات و حوصله و شرایط وبلاگ نویسی،فعالیت این وبلاگ برای مدت  محدودی معلق(تعلیق و هسته و ...!)می گردد!

بعد که دست به کار شدم،دیدم مگه همیشه خدا که همیتطوری الکی و بدون خبر یکی دو هفته نمی نویسم و...چه اتفاق خاصی تو دنیا میافته....؟که حالا می خوام خبر بدم؟ضمنا همین تفکرات اندیشمندانه خودش مسبب نوشتن این پست شد که خودش خیلی خوبه!پس به روال دیمی سابق یا بنده هی زرت و زورت و بی دلیل می آپم یا هویجوری غیبم میزنه و حتی به خودمم ربطی نداره!چه برسه به....(بلانسبت شما!)

بعدالتحریر۱:خوردن نیم کیلو گوجه سبز و زردآلو و گیلاس و هندونه و....چه بلا ها که سر دل و روده آدم نمی آره!....آخ.....

بعدالتحریر۲:کسی تفریح جدید و ارزونی و اسه بی حوصلگی من سراغ نداره؟

بعدالتحریر۳:از همه اونایی که نتونستم واسشون ککامنت بذارم و حتی نتونستم بهشون سر بزنم معذرت فراوان می خواهم.بخصوص از آخرین بهانه و حرف زیادی و بابای البرز و بچه مخفی و....حتی دزدکی....

بعدالتحریر۴:هنوز سر حرفم برای گذاشتن بخشی به اسم دیوار نوشته و همچنین مرور مواد مجهول وسئوال برانگیز ق.م.آ تو این بلاگ هستم،ضمنا یه پست موزیکال هم بزودی اینجا خوهم داشت.

بعدالتحریر۵:خب...برم که با دزدکی قرار دارم و دیرم شده...بااااااای!!!!

 

 

+ نوشته شده در 17:21 توسط مهدی
پنجشنبه چهارم خرداد 1385
آزادی....شاید همین باشد...
انقدر خسته و خواب آلودم که دارم وسط خیابون تلو تلو میخورم،بعد دو روز خرحمالی،به بهانه دانشگاه رفتن خونه رو میپیچونم و علاف راه میافتم تو خیابون...ساعت یه ربع به  هفت صبحه  و بعد دو سه بار تلاش برای گرفتن شماره دزدکی،بلاخره گوشی رو بر میداره:

-خوابم،تا ساعت ۹ اینا ول بچرخ بعد زنگ بزن!

....یکی از تفریحات مورد علاقه من وقتی بیکار بیکارم اینه که در اولین ایستگاه اتوبوس  سوار یه ماتوبوس خالی بشم و تا ته خط باهاش برم و از اونجا بی هدف سوار یه ماشین دیگه بشم و تا آخر خط ....و اینکار اونقدر ادامه پیدا میکنه تا حوصله ام سر بره و...........خیلی حال میده وقتی میتونم براحتی و با هدر دادن حداکثر زمان مفید زندگیم آدمای دور و برم و ببینم و لذت برم......

اینجا رو دزدکی می نویسه : بچه جون از تو کافی نت بیا بیرون بریم دنبال کارو زندگیمون....

 

نظراتی که در رابطه با این مطلب نباشد حذف می شوند. (حتی شما دوست عزیز)

+ نوشته شده در 10:54 توسط مهدی