تبليغاتX
باغ آلبالو
جمعه سی ام تیر 1385
پیشواز...
تنهای تنها....پای پیاده....بدون نقشه و راهنما....بسوی انتها قدم بر می دارم.....حتما آنجا همه منتظر منند....

بعدالتحریر:می خوام غر بزنم....غر....غر....غر....

+ نوشته شده در 2:59 توسط مهدی
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385
ددالوس و ایکاروس.....پرواز آرزوهای مومی
در حال بارگذاري تصوير ...

عکس از:مرکز عکس تئاتر

نمایش ددالوس و ایکاروس به کارگردانی ونویسندگی همایون غنی زاده  این روزها بر روی صحنه است

مکان:تئاتر شهر،تالار سایه

زمان:تیر و مرداد ۸۵،ساعت ۱۸:۳۰

بعدالتحریر:خیلی خوب بود....از دست ندینش.

+ نوشته شده در 16:53 توسط مهدی
جمعه بیست و سوم تیر 1385
عقوبت...
آنقدر سرمست بودم که فراموش کردم به ازای هر لبخند قطره اشکی در انتظار قصاص است....

نه....تاوان قهقهه هایم را از من طلب نکن....

بعدالتحریر۱:قربان،فضولی نیست اگه بپرسم جلسه خصوصی تون به کجا رسید؟!

بعدالتحریر۲:اینقدر کامنت گذاشتم که یادم رفت میخواستم چی پست کنم!

بعدالتحریر۳:دلزدگی یک نویسنده و از دست دادن فرصت خوندن یه وبلاگ خوب*،ناراحت کننده است....امیدوارم باز هم بروز بشه.

*:حداقل خوب از نظر من....حق ابراز عقیده هم که برای من محفوظه...نه؟

بعدالتحریر۴:"*"هم به دایره کاراکترهای کلیدی مورد استفاده در این وبلاگ اضافه میشود،"*"برای توضیح و تصحیح هایی که در دایره بعدالتحریرها نگنجند بکار می رود!

+ نوشته شده در 18:34 توسط مهدی
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385
نبسته ام به کس دل...
نشستم سرانگشتی حساب کردم که تا الان توی این ۲۴ سال عمری که تونستم از کائنات به نفع خودم ضبط کنمُ،۶ تا معشوقه یه طرفه دست نیافته داشتم با حدود ۱۱ تا کوتاه مدت و ۲ میان مدت و ۳ تا بلند مدت....اگه تو رو هم اضافه کنم میشه ۱۲ تا کوتاه مدت و ۲۳ تا سرجمع که پرونده شون گاهی تو بایگانی ذهنم ورق می خوره...بهترین خاطره ها رو از همون دسته ناکام مانده دست نیافتنی یک طرفه داشتمو بدترین هاشو از کوتاه و میان وبلند مدت ها که شما هم داخل این دسنه قرار میگیرید!پس ما رو بخیر و شما رو بسلامت که ما هم بریم با رویاهای معشوقه های دست نیافتنی مان صفا کنیم....

شب بخیر!!!

بوق بوق بوق....(البته این صدای اشغالی احتمالا از تلفن طرف مقابل بعد از قطع کردن گوشی از جانب بنده استماع شده!)

بعدالتحریر۱:به سلامتی نسخه ۲۴ میش حدود ۱ ساعت پیش بعد کلی بحث و غر و دری وری پیچیده شد!

بعدالتحریر۲:اما بشر جایز الخطاست،پس باید ببینیم سرنوشت چه بلایی سر من و بیست و پنجمین مورد میاره!همچنان دربدر موافق آمدن آن احتمال کوچک غیرهمشانس در مورد پیدا کردن نیمه گمشده افلاطونی ام می باشم!!!

بعدالتحریر۳:در حال حاظر هیچ احساسی ندارم!

بعدالتحریر۴:بالاخره تونستم حفظش کنم!:

نبسته ام به کس دل                    نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر آب                         رها رها رهایم

بعدالتحریر۵:دقت بفرمایید:گفتم نبسته ام به کس دل.....از آینده حرفی نزدم که!

+ نوشته شده در 3:16 توسط مهدی
سه شنبه سیزدهم تیر 1385
بازگشت....
...دوباره تموم شد....

خوب یا بد....

تبدیل به یه عادت شده....بیخوابی شب امتحان،پشت سر هم سیگار دود کردن و خواب آلو و خسته درس خوندن،غذا خوردن هر وقت چیزی واسه خوردن و حسی واسه آشپزی کردن وجود داشته باشه، تحمل بوی نای همیشگی همه خونه های دانشجویی که تو عمرم توش بودم،بحث های بی سر و ته و ...........

همه اش میگذره و تبدیل به خاطره میشه تا چندماه بعد که تو یه خونه جدید با آدمای تازه و شرایط متفاوت تکرار بشه.....

بعدالتحریر۱:خسته خسته خسته ام....

بعدالتحریر۲:آیا این انتظار زیادیه که میخوام چند روز تنهای تنهای تنها باشم؟

+ نوشته شده در 17:10 توسط مهدی
دوشنبه پنجم تیر 1385
آنتراک...
۱:بعد از ۲۴ ساعت اقامت در وطن فردا صبح بر می گردم قزوین...

۲:حس وبلاگم بالا نمیاد اصلا....حال پستیدن ندارم...خسته ام....یه چیزی مثل اینکه آدم اشتها نداشته باشه....

بعدالتحریر۱:الان تو کانال ایران موزیک تو این برنامه هه که مثل میزگرد میمونه( و یکی از مجریهاش هم اون خانومس که تو چند تا کلیپ که همش تو این سی دی فروشیهای انقلاب میذارن لب میزنه)،رو میز جلوشون یه سری لوله سبز دوراهی وسه راهی و یو شکل و زانویی و ....گذاشتن و دارن از مزایای لوله سبز صحبت میکنن و رابطه هنر وتکنولوژی!!!

بعدالتحریر۲:چرا بعدالتحریرهای من از اصل پستام طولانیتره؟؟؟

+ نوشته شده در 23:32 توسط مهدی