


تقدیم با عشق...
بعدالتحریر۱:روزی که اینجا راه افتاد،فکر می کردم مثل وبلاگای قبلیم،این یکی هم محدود میشه به ۲-۳ تا پست و بعد هم فراموشی...میبینید که فعلا به زعم همه تنبلی های من و بدی های زمونه و مشکلات نرم افزاری و سخت افزاری سرپاست و خواهد بود تا وقتی که.....
بعد گذشت یک سال و ثبت حدود ۱۰۰ تا پست تو ابنجا هنور هم زیاد نفهمیدم هدف از نوشتن چیه و چی میخوام،اما هنوز احساس میکنم که به این فضا احتیاج دارم و....
فکر نکنم این فضا وضع زندگی منو بدتر کرده باشه،شاید بتونم ادعا دارم که تجربه این محیط حتی در مواقعی باعث اتفاقات و ماجراهای جالبی شده که بدون کمک این ابزار امکان پذیر نبود...همه اینها جدای از این قضیه است که به کمک همین محیط،تونستم یه سری از عقاید و دست یافته های شخص ام رو با یه عده دیگه که بعضا هنوز ندیدمشون و شاید هرگز هم نبینم در میون بذارم و منظر عکس العمل هاشون باشم....و اینکه میبینم که بعضی نوشته های من باعث برداشت های مختلف از شخصیت من میشه و ....همه اینها رو دوست دارم..خیلی زیاد!
بعدالتحریر۲:وای....عجب سایت باحالیه این،به نظر من حتی شاید از نظر طراحی و جامعیت و ارتباطات وامکانات و...تو ایران تک باشه!!!!واسه خوره وب گردهایی که فعلا چیز جدیدی دم دستشون نیست خوبه!
بعدالتحریر۳:بخاطر اینکه اینجا ای دی اس ال نسبت به کارت اینترنت ارزونه و نمیصرفه که آدم کارت اینترنت بگیره،ما یه هفته ایه که دست معی پولامونو گذاشتیم رو هم و دلدیم دست اون شرکته که ماله دوستمونه و منتظریم اینترنتمون وصل شه که نشده(نگه اینجا رو میخونی تا فحشت ندادم وصلش کن!)اصلا تو اینترنت زیاد پیدام نمیشه و ....بنابر این اصلا ناراحت نشید که مفقودی در کار نیست و من هنوز سالمم!و....وقتی خطمون وصل شد هم می نگارم و هم می کامنتوم و هم ....زیاد!ضمنا خطوط تالیا متاسفانه در این ناحیه...خل تشریف فرما شدن واسه همین نه میشه درست زنگ زد نه اس ام اس و....
جبران می فرماییم ان شاءالله
....ضمنا،به غلط های املایی گیر ندید،چون من این پست رو از همین مکان کافی نت نوشتم و با این کی برد عهد کمودور!از این بهتر نمیشه تایپ کرد....
فعلا....
۲:نوستالژیکم به طرز فجیعی فوران کرده!اینجا،شبها،وقتی هم خونه ای هام خوابن،سعی میکنم کتاب بخونم،روزنامه...،بنویسم،یه کار نسبتا مفید انجام بدم،آخه فکر میکنم که حداقل شبام مال خودمه!....اما همیشه بعد یه مدت کوتاه میرم سمت پنجره،از طبقه هفتم بلوک ۱مجتمع میلاد که پنجره اش مشرف به زیر و زبر قزوینه،شهر رو نگاه میکنم،آسمون رو....و فکر میکنم به همه اون چیزایی که نمیتونم و نباید اینجا تعریفشون کنم،به آسمون نگاه میکنم و فکر میکنم چرا ستاره هاش اینقدر کم شدن؟یا شاید کمرنگ شدن....اون بالا هیچ خبری نیست،این پایین هم سوت و کور شده،اما جهنم تو ذهن منه....همینه که هست،تو مال خودت نیستی....وسئوال اساسی اینجا بوجود میاد....چرا همینه که هست؟؟؟
بعدالتحریر۱:از وقتی شرق رو بستن،دیگه روزنامه بهم نمی چسبه!اسباب بازیمو ازم گرفتن و هیچ کاریش هم نمیشه کرد،باید فراموش بشه....
بعدالتحریر۲:اگه بلاگفا به ....بره جواب این آرشیو و پست های درآسای من رو کی میده؟مثل اینکه چون این مملکت همچنان دیمیه!و ما هم کاربرای مفت و بی سود!این سرویس هستیم،مدیرانش می تونن هر جوری حال کردن رفتار کنن و....اگه هنور نفهمیدید از چی دارم حرف میزنم،یه سر برید مصاحبه عصرارتباط با مدیرانی که در حال حاضر خودشونو تو بلاگفا محق میدونن بخونید و نتیجه بگیرید که ممکنه امروز و فردا بر سر یه دعوای حقوقی بین فروشندگان امتیاز بلاگفا با خریدارش و تهدید فروشنده به اینکه ممکنه محتوای کاربران رو...کنیم!وبلاگامونو از دست بدیم!
بعدالتحریر۳:فریاد رو بخونید تا پا بگیره و....
بعدالتحریر۴:هیچی....خف شدم!