
اینترنت بومی(بعضیا میگن اینترانت!):دقت کردید تو این جمعهای خودمونی که بحث ایرانیا و استعدادشون و تکنولوژی امروز مملکت و...... گل میکنه معمولا آخر سر سرنخ میافته به اونجایی که ایرانیا(بلا نسبت جمع)ید طولایی تو کلاهبرداری و ایده دزدی و....دارن و هر کسی هم ۳-۴ تا داستان تکراری رو بعنوان خاطره شخصیش واسه جمع تعریف میکنه؟؟؟
موضوع وقتی باعث سوتفاهم میشه که بخوایم بخودمون بقبولونیم که چون تو یه زمینه ای توانایی استفاده(یا سواستفاده)از یه ایده رو داشتیم و بقولی بومیش کردیمش پس میتونیم ماهیت کلی اون چیز رو هم عوض کنیم...
در این که بالاخره تو هر مجموعه ای افرادی هستن که میتونن از اون چیزی که در اختیارشونه استفاده هایی واقعا فراتر از تعریف اون ابزار بکنن شکی نیست ولی وقتی مدیریت یک جامعه تصمیم میگیره که بر اساس ماجراجویی های پر هزینه و غیر قابل جبران یه فعل لا ممکن،یا ممکن و کم بازده نتیجه پس داده روانجام بده ،یا باید به صداقت و دلسوزی مدیریت شک کرد یا بصلاحیت علمیش....
نمونه این سوءعملکرد رو که تو این دو سه سال اخیر باعث شده که همه ما بارها بخودمون و فلان وبهمان لعنت بفرستیم،فیلترینگ اشتباه سایتهای اینترنتی(اینجا بحث در مورد ماهیت حق دولت در اعمال قدرت در جهت کنترل جریان اطلاعات و صحیح بودن یا نبودن بنیادی فعل فیلترینگ نیست)است که به نسبت سایتهایی که توجیهی برای محدود شدنشان وجود دارد تعدادشان کم هم نیست،اشتباهات اینچنینی نتیجه ناتوانی دستگاه مسئول در قبال انجام صحیح آنچه به آن مامور شده و متضرر شدن کاربران اینترنتی است که دائم از روند ناقص موجود و عدم تعریف حداقل آیین نامه مرجعی برای اطلاع عموم از حدود اختیارات دستگاه کنترل کننده گله دارند تا آنجا که بارها کاربران حرفه ای نسبت به مسدود شدن سایتهای علمی و تحقیقاتی،موتورهای جستجو،سرویسهای ارایه دهنده خدمات رایگان و.....اعتراض داشته اند و مسئولان هم همواره با بی توجهی به این اعتراضات نامنسجم کار خود را پیش برده اند،گویی بود و نبود وکیفیت وجود اینترنت (برای آنان که این فناوری نه چندان تازه برایشان حکم اسباب بازی در دست جوانان و....را دارد که به خاطر بعضی قابلیتهای علمی و اطلاع رسانی و ...اش افراد فاسد و آماده لغزش!و...پشت ادعای استفاده مفید(بهر نحو)از آن پنهان شده اند)هیج اهمیتی برایشان ندارد....
با این حال موج جدید فیلترینگ با مسدود شدن تعجب برانگیز سایتهایی مانند gmail,youtube,blogrolling,sharenation,amazon ,...(نقل از روزنامه اعتماد) و خبرهایی از تصمیمات جدید وزارت ارشاد در ملزم کردن سایتهای اینترنتی به تهیه تاییدیه برای ادامه فعالیت! و همچنین تلاش های منحصر بفرد و کم سابقه در سطح جهان!برای طراحی اینترنت ملی نشان از عدم آشنایی مسئولان از اصول اولیه و فلسفه پیدایش world wide web(وب عریض جهانی)و اهداف آن و مسیری که دنیا در استفاده از تکنولوژی ساده شده وعمومی اینترنت در پیش گرفته است دارد،تکنولوژی که هدفش تبدیل دنیای گسسته به یک دهکده جهانی،گردش سریع اطلاعات،نزدیک شدن فرهنگها و اطلاعات جوامع به یکدیگر بدون سانسور و یکپارچه کردن اطلاعات تولیدشده در تمام جهان با یکدیگر بوده و دهه گذشته نشان از فعالیت جوامع پیشرفته و عقب مانده دنیا برای همسو و همگام ساختن خود با این مسیر فناوری دارد،نوابغی هایی که در تمام دنیا پراکنده اند سوای ملیتشان(همان ها که اول مطلب ذکرشان رفت)تلاششان را در جهت بهبود عملکرد و کاربرد و ابداع روشهای نوین خدمات رسانی و انجام دادند،ebay,orkut,youtube,amazon,google و....همگي طراحاني داشته اند كه با اجراي ايده هايشان در عرض محيط وب آنرا فعالتر و پر بهره تر ساخته اند،حالا بعد از گذشت تقريبا يك دهه از روند عمومي شدن ايتنرنت بانیان معروفترین سایتهای اینترتی امروز، نتيجه تلاششان را با در دست گرفتن مسير حركت اطلاعات در دنياي مجازي مي گيرند و مسوولان و متخصصان ما به امید به سامان رساندن طرح اینترنت ملی سرمایه های مردم را برای تجربه ساختن از نو!فضایی کوچکتر،ناقص تر و پر ایراد تر از مدل اصلی اش(اینترنت)(به امید کنترل تاثیر فرهنگ غرب و نظارت کامل بر اطلاعات و استفاده از اطلاعات تولید شده در فضای بسته داخل)خرج می کنند،یا به عبارتی می خواهند به روش مهندسی معکوس!!!که استفاده از آن از افتخارات هر مدیر پروژه ایرانی است،ایده را برداشته و بدون توجه به تمام شراط تعرف شده اش ایرانیزه اش کنند!!!!
بعدالتحریر۱:بدم میاد از اینکه محدود باشم و زورم کنن،واسه همین از این نرم افزار استفاده میکنم که فعلا فیلترینگ ما رو دور زده!مثل اینکه چینیه و خوب اونها هم مسئولانشون علاقه خاصی به جامعه باز اطلاعاتی دارن واین میشه که مغز برنامه نویساشون خوب چیزایی تحویل میده!
بعدالتحریر۲:دیر رسیدم دانشگاه،به برد امور کلاسها توجه نمی کنم ،از پنجره کلاس تو رو نگاه میکنم...تاریکه ونور ویدیو پروجکشن رو پرده افتاده،در رو باز میکنم و ۳-۴ قدم میرم تو،اا.....استاد ما که سیبیل نداشت!با خودم میگم برم بشینم رو یه صنلی جون تا اینحا که اومدم راه برگشت ندارم....اما استاد موزیانه میگه:فکر می کنم اشتباه اومدی
ـمن،حق به جانب و با صدای بلند!:بله،فکر کنم درست میگین!!!با اجازه!تا پشتم رو به کلاس میکنم چهل نفر میزنن زیر خنده!!در رو باز میکنم،از کلاس میرم بیرون...و آخیش...
۱-۱:وقتی تو مقطعی از زندگیت احساس کنی که نمودار زندگیت مداری شده و هر لحظه ات قابل پیش بینیه طبعا حساب کتاب چنین روزایی رو هم کردی که مثل یه ربات هر روز یه تسک تکراری رو مرور میکنی هیچ جایی واسه ابتکار و تنوع نداری!اونوقته که مثل یه گوسفند که در آن واحد داره سنگینی قصاب رو رو کمرش تحمل میکنه، برق تیزی سرنوشت چشاشو میزنه و حتی نمیدونه از گردی چشمای متعجب بچه های قد و نیمقدی ک دور معرکه دو نفره اون و جلادش حلقه زدن و منتظر خلق تکراری ناملموس ترین سرانجام زندگی هستن نفرت داشته باشه یا احساس آرامش کنه،باید فقط منتظر گذشت زمان بمونی....بالاخره همه چی فراموش میشه....هر چند دوره رکود ممکنه خیلی طولانی باشه،شاید تا همیشه....

۲-۱:....خب معمولا تعداد اتفاقای غیر عادی زندگی آدم نسبت به طولش واقعا ناچیزه،اونقدر که یه اتفاق کوچولو تو چشم میزنه....مثل چراغ راهنمای فاصله بین خونمون تا مرکز شهر که همیشه و از هر طرف که بهش بری قرمزه،سبز یا حتی زرد بودن اون واسه ماهایی که تو دور تکرار افتادیم میتونه سوزه بحث و گذران وقت خوبی باشه!می تونه یه شوک باشه و حتی بطور ناباورانه ای می تونه یه تکونی بهت بده....اما نتیجه گیری شخصی من این فرض یک طرفه رو تبدیل به یه اصل دو طرفه کرد....نتیجه ای که چند سال پیش باید استنتاج می شد و به خاطر تک بعدی نگری خودم تا همین دوران برزخی چند هفته اخیرتو محاسبات و چرکنویس هام گم شده بود......کل این چند سطر بالا (بدون توجه به مراحل گذرونده شده واسه رسیدن به این نتیجه)فقط به این دلیل تو این بلاگ موندگار شد که بنا به دلایلی برم محرز شده که:اگه بخوام چراغهای راهنمای روبه هر رنگی که دوست دارم می تونم ببینم!!!
خیلی مسخره اس....اما خب تا الان بهش جدی فکر نکرده بودم!
نتیجه اش شد این نمودار پایینی:

۳ـ۱:تمام مطالب بالا هیچ الزامی مبنی بر اینکه من از این به بعد دیگه غر نزنم و چرت ننویسم ایجاد نمی کنه!!!!
بعدالتحریر۱:به قول بر و بچز:تو این متن به معنای فلسفیش!توجه کن!!!!
بعدالتحریر۲:این که کسایی رو که دوست داری نتونی زود به زود ببینی،خیلی آدمو اذیت می کنه....باید رو یه مدل چراغ راهنمایی واسشون فکر کنم!!!!
بعدالتحریر۳:یعنی هنوزم کسی اینجا سر میزنه؟!بهر حال اوضاع اینجا دوبار روبراه میشه(فرض اینه که قبلا روبراه بوده!)
بعدالتحریر۴:در مورد غلط های املایی هم که منو می شناسید؟!دیگه توضیح نمیدم.....