تبليغاتX
باغ آلبالو
شنبه چهاردهم مهر 1386
دو ساله شدیم..


من،"آلبالو" و این چهاردیواری که تا همین چند وقت پیش سرمه ای پوشیده بود و هنوز این زلم زیمبوهای  کرم،خاکستر،سرخ جلوه گر! رو امتحان امتحان نکرده بود..امروز14 مرداد هشتاد و شش ،دو سالگیمون رو جشن گرفتیم...
مراسم  به صرف خاطره و نوستالژی و لبخند و آه با شکوه هر چه تمام تر برگژار شد..
بعدالتحریر1:من و باغ آلبالو با کادو بازی و مهمون بازی و .... زیاد میونه ای نداریم!وگر نه اگه لب تر می کردیم همه میریختن اینجا!!فکر نکنین از پشت کوه پیدامون شده یه وقت!
بعدالتحریر2:با تشکر از تمام بعدالتحریر های عزیز که در این دو سال ما رو همراهی کردند.....(والبته....های جان!!که بی سوادی،بی حوصلگی،کم رویی و حیا! و...باهاشون لاپوشانی کردیم!!)

عکس از:www.foto.ir


+ نوشته شده در 23:59 توسط مهدی
سه شنبه دهم مهر 1386
فکر می کنیم!
دیگه خسته شدم از این بی بام و هوایی!..

فکری باید کرد..

بعدالتحریر۱:البته نه اینقدر جدی!!

بعدالتحریر۲:دارم به خودم می فهمونم که:ای ابله! کسانی که اینجا رو می خونن و کامنت می ذارن کفتر که نیستن خودشون هی بیان اینجا!انسانهایی بسی شریف ان ،تداوم پی جویی! و مراقبه و..لازمه!

بعدالتحریر۳:این آقاهه چرا اینقدر تو فکره؟!آها..یکی شلوارشو دزدیده شاید.واسه همین نمی تونه پاشه..و داره فکر می کنه که اگه گیرش بیاره .....بکنه و.....که واقعا خیلی مجازات سنگینیه!

بعدالتحریر۴:خیلی با مزه ام!مگه نه؟ بیاید زنگ بزنید تلویزیون یه برنامه ۱۰ دقیقه ای به من بدن اجرا کنم!هم من به نوایی برسم،هم ملت مستفیض بشن،هم تلویزیون کلی پول در آره..هم شما ژزمو بدین که منو می شناسین و..

بعدالتحریر۴:الان گفتنش لطفی نداره،اما من از روز پنجم ششم ماه رمضون گفتم این الیاس شیطونه ها!!گفتم بگم که خیلی باهوشم تو زمینه این جور خزعبلات!بقیه سریالارم خواستین تا وقت هست بگین واستون تا تهشو تعریف کنم،تضمینی!!

+ نوشته شده در 6:36 توسط مهدی
دوشنبه دوم مهر 1386
عدالت اجرا می شود یا سهم شخصی من از سفره ای به مختصات کهکشان!!

همیشه دیر میرسم،عقب میمونم،سفره رو متلاشی کردن و گل سفره رو نوش جون کردن..اما میرسم..بالاخره حداقل از اثرات باقیمونده میدون جنگ میشه ارزش غنیمتی هاش رو فهمید!!و این اونجای آدم و خیلی می سوزونه!!

ایندفعه اما عزیزم،مثل اینکه کاملا به موقع سر و کله ام پیدا شده،کسی هم هواسش نیست..همش..همه چیش..خوردنی وبرداشتنی و بردنی و...مال خودمه..فقط باید آروم آروم طوری که کسی بو نبره سهممو بردارم برم..فقط یه کوچولو وقت می خوام..همین می ترسوندم..نکنه کسی این وسط،پا برهنه و لخت و پتی یا خیلی شیک و تمیز و مرتب بپره وسط همه نقشه هامو....

بعدالتحریر1:خیلی نامفهوم بود!نه؟فکر کردی همه جا جار میزنم؟می گن دیوار موش داره،موشم گوش داره!!همه چی رو که همه جا نمی گن،این یکی مال خود خود خود خودمه..بعد جور نونم افتاده تو روغن!

بعدالتحریر2:حال آپیدن و حتی وبگردی نداشتم،حالا دارم!

 

+ نوشته شده در 17:13 توسط مهدی